از سکوت پرسیدم:
برای دوست چه بنویسم؟!...
گفت:
بنویس ما را چون روزگار از یاد نبر...
[ یک شنبه 20 فروردين 1391برچسب:دوست,سکوت,پرسش,روزگار,از یاد بردن,
] [ 7:33 PM ] [ mina ][
زندگی عشقی
|
از سکوت پرسیدم: برای دوست چه بنویسم؟!... گفت: بنویس ما را چون روزگار از یاد نبر... [ یک شنبه 20 فروردين 1391برچسب:دوست,سکوت,پرسش,روزگار,از یاد بردن, ] [ 7:33 PM ] [ mina ][ خدایا: نعمت عافیت،مبداء همه نیاز هاست، و عاقبت به خیری،مقصد همه نیازهاست، بین این مبداء تا آن مقصد،والاترین نیازها دلخوشیست، به بزرگیت سوگند،آن را به تمامی دوستانم عطا فرما. اگر ای دوست تحمل بنمایی همچو خاری که شود همدم گل با تو تا مرز شکفتن با تو تا سبز شدن آن طرف تر حتی با تو تا زرد شدن می مانم... باید آهسته نوشت بادلی خسته نوشت گرم و پر رنگ نوشت روی هر سنگ نوشت تا بدانند همه تا بخوانند همه که اگر دوست نباشد، دل نیست. مهربان ترین آدم دنیا: مادر، شیرین ترین لحظه ی زندگی: عیدی گرفتن، بهتریندوست نوجوانی: تنهایی، بهترین هدیه ی نوجوانی: نگاه، فتنه انگیز ترین چیز تو زندگی: دروغ، بهترین خاطره ی دوران عاشقی: همدلی...!
آری آغاز دوست داشتنی است گرچه پایان راه ناپیداست من دگر به پایان نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست. [ یک شنبه 8 خرداد 1390برچسب:دوست داشتنی,دوست , ] [ 10:27 PM ] [ mina ][ هفت آسمان پر از گلای یاس و میخک با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک فقط می خواد بهت بگه: دوست دارم [ یک شنبه 8 خرداد 1390برچسب:دوست,دوست داشتن,دوستت دارم, ] [ 10:19 PM ] [ mina ][ |
|
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ] |